على رفيعى

29

تاريخ زندگانى امام صادق (ع) (فارسى)

مركبش به ميقات رسيد ، تا مىخواست « تلبيه » « 1 » بگويد ، صدايش در حلقوم مىبريد و نزديك بود از مركب بر زمين افتد . عرض كردم اى پسر رسول خدا ؛ ناگزير از گفتن « تلبيه » هستيد ! فرمود : اى پسر ابو عامر ! چگونه جسارت كنم و « لَبَّيْكَ الَّلهُمَّ لَبَّيْكَ » بگويم در حالى كه بيم دارم خداوند در پاسخ بفرمايد : « لا لَبَّيْكَ وَ لا سَعْدَيْك ؟ « 2 » » ابوالفتح ارْبَلى مىگويد : . . . امام صادق ( ع ) وجود مباركش را بر عبادت پروردگار نهاد و آن را بر طاعت و زهد و كناره‌گيرى از دنيا واداشت و همواره به ذكر و شب‌زنده دارى و نماز و عبادت مشغول بود . « 3 » امام صادق ( ع ) به هنگام نماز و تلاوت آيات الهى چنان حالى پيدا مىكرد كه گويى با خدا به طور مشافهه و حضورى گفتگو مىكند . در روايتى آمده است : امام صادق ( ع ) يك بار در نماز و در حالى كه قرآن تلاوت مىكرد ، بيهوش شد . چون به هوش آمد ، از او پرسيدند : چه عاملى باعث شد كه چنين حالى پيدا كنيد ؟ امام ( ع ) در پاسخ ، سخنى به اين مضمون فرمود كه من پيوسته آيات قرآن را تكرار مىكردم تا آنكه حالى به من دست داد كه احساس كردم آنها را از خداوند مشافهةً مىشنوم . « 4 » 2 - زهد و بى علاقگى نسبت به دنيا آن آگاهى و شناختى كه امام صادق ( ع ) را به عبادت الهى و ايجاد انس و ارتباط تنگاتنگ با معبود و لقاى او وامىداشت ، او را نسبت به جلوه‌ها و مظاهر فريبندهء دنياو مناصب آن نيز بىعلاقه و بى رغبت مىكرد .

--> ( 1 ) - تلبيه عبارت است از گفتن : لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ . . . به هنگام احرام . ( 2 ) - بحار الانوار ، ج 47 ، ص 16 . ( 3 ) - الامام الصادق و المذاهب الاربعة ، ج 1 ، ص 55 . ( 4 ) - بحار الانوار ، ج 47 ، ص 58 .